- موضوعات
- آرشيو مطالب
- لينکدوني
- لينک دوستان
| به اشعار كدام شاعر بيشتر علاقه مند هستيد؟ |
| اين وبلاگ را چطور ارزيابي مي كنيد؟ |
| شما علاقهمند هستید کدامیک از بخش ها ی زیر به وبلاگ اضافه شود؟ |
- گفت و گفتم - ( 1391/11/24 )
- اخرت - ( 1391/11/13 )
- نشانه های ظهور امام زمان - ( 1391/10/4 )
- عکس های زیبا - ( 1391/9/28 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/14 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/11 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/9 )
- اشعاري از سهراب سپهري - ( 1391/9/3 )
- اشعاري از سهراب سپهري - ( 1391/9/3 )
- فونت فانتزي انگليسي - ( 1391/8/28 )
- جملات زيبا + عكس 18 - ( 1391/7/30 )
- جملات زيبا + عكس 19 - ( 1391/7/30 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/9 )
- جملات زيبا + عكس 22 - ( 1391/7/30 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/14 )
- اشعاري از سهراب سپهري - ( 1391/9/3 )
- افسانه هايي از سرزمين سوادكوه - ( 1391/8/2 )
- عکس های زیبا از طبیعت - ( 1391/9/11 )
- سخنان زيبا از پائولو كوئيلو 5 - ( 1391/7/28 )
- دانلود اهنگ هاي قديمي - ( 1391/8/16 )
بازدید دیروز : 159
بازدید کل : 1702
تعداد مطالب : 143
تعداد نظرات : 19
کاربران عضو شده : 2
گفت:
نمی دانم که در قید که هستی؟
طرفدار خدا یا بت پرستی؟
نمی دانم در این دنیای محشر
به چه عشقی چنین ساکت نشستی
گفتم :
طرفدار خدای عشقم ای یار
از این عاشق کشی ها دست بردار
که کار بت پرسته ، بی وفایی
نه من که غصه مه درد جدایی
گفت:
خدا را با تو هرگز نیست کاری
که تو خود ، ناخدای روزگاری
به روی زورقی درهم شکسته
مثه ماهی ، که رو ابرا نشسته
گفتم:
اگر من ناخدایم ، با خدایم
نکن تو از خدای خود جدایم
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق
گفت:
خدای عشق تو ، داره خدایی
که تو دینش ، گناهه بی وفایی
بگو رندانه می گویی ، صد افسوس
تو نور مایی و من نور فانوس
تو هشیارانه گفتی یا ز مستی؟
نفهمیدم که در قید که هستی؟
گفتم:
من غرق سکوتم تو بخوان
قصه پرداز تویی
من هیچم و پوچم تو بمان
سینه و راز تویی
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق
گفت:
نه من غرق سکوتم تو بخوان
قصه پرداز تویی
من هیچم و پوچم تو بمان
سینه و راز تویی
من روبه زوالم ، دم آغاز تویی
به تو محتاجم ای یار موافق
به تو محتاجم ای همراه عاشق
برچسبها :
حضرت صادق ع به يكى از يارانش فرمود:
1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند
28 ـ و ديدى كه شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است
29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر ص (خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.
حالا خودتون قضاوت کنید چند مورد از این موارد بالا رو دیدین ؟؟؟
برچسبها :
براي دريافت فايل بر روي ادامه ي مطلب كليك كنيد.
برچسبها :
نيلوفر
نه بشاخ گل ، نه بر سرو چمن پيچيده ام
شاخه ي تاكم ، به گرد خويشتن پيچيده ام
گرچه خاموشم ولي آهم به گردون مي رود
دود شمع كشته ام ، در انجمن پيچيده ام
ميدهم مستي بدلها ، گر چه مستورم ز چشم
بوي آغوش بهارم ، در چمن پيچيده ام
جاي دل ، در سينه ي صد پاره دارم آتشي
شعله را چون گل ، درون پيرهن پيچيده ام
نازك اندامي بود امشب در آغوشم ، رهي
همچو نيلوفر ، بشاخ نسترن پيچيده ام
برچسبها :




















